تبليغاتX
عصیان

و باد

همان سه حرف سبك بود

كه لاي سطر به سطر

موهاي تو

مي لغزيد

همان سه حرف سبك

كه سنگيني نگاه مرا

روي شانه هاي تو

مي وزيد

حالا

موهاي خط خطي ام را

از لابه لاي

انگشتان كاغذي ات

ننوشته رها كرده اي

و من

روسري ام

-         همان چند حرف بي سر و ته

را

با بغض هاي زير گلويم

گره زده ام

طوفاني روي شانه هاي تو برپاست

و تو حالا گيسوانت را

با شانه هاي ديگري

شانه مي زني !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دیبا ناظمی  |